گرماى زندگى

لحظه ای که من مالک جهانم

لحظه ای که من پادشای زمینم.......


وقتیه که تو اغوشم مثل یه بچه خوابیدی و گرماى نفسات به نوازش صورتم مشغوله

.

.

.

خدا هم به من حسادت میکنه



شب های رویایی

ساعت ٣:١٠ دقیقه 

و باز هم آرامش.................

آرامش و دیگر هیچ

ساعت ٣:٥٥ دقیقه صبح 

٢٥ تیر ١٣٩٢

هدیه خوابیده

آرامش........................

فقط ١٤

در انتظار ١٤ روز زندگی مشترک

لعنتى

این التهاب لعنتى


این روز هاى سگى


سگى سگى