سینوسی

اونچه بر من گذشت رو باور نمیکنم

زمانی فکر می کردم بعد ها با یاد اوری اون خودم رو پیش خودم قهرمان ببینم

بدون اینکه کسی بدونه

ولی الان حتی خودم هم باور ندارم

چه برسد به دیگران که روزی بخواهند 'باور' کنند!



تکرار

دوره تسلسل

داستان واقعی

زندگی چیزی بیشتر از یک داستن نیست

حالت چطوره؟؟؟


نفس می کشم ،تا به جای مرده ها خاکم نکنند


اینگونه است حال من


حالم را نپرس

تنهایی

«تنهایی» یعنی وقتی که سرت شلوغ است، اما کسی دلت را مشغول نکرده! «تنهایی» یعنی آدم‌های زیادی را می‌شناسی، با آدم‌های زیادی رابطه داری، هر روز آدم‌های زیادی را می‌بینی یا به تو سر می‌زنند… اما تو کسی را نداری که به‌اش «فکر» کنی!



البته با بخش " اما تو کسی را نداری که به‌اش «فکر» کنی!" خیلی موافق نیستم